ܓܨ ܓܨ ܓܨ ܓܨ ܓܨ ܓܨ ܓܨ مسافر تنها ܓܨ ܓܨ ܓܨ ܓܨ ܓܨ ܓܨ
به مفهوم غم انگیز جدایی ؟ به شکست دل من یا به پیروزی خویش ؟ به چه می خندی تو ؟ به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد ؟ به چه می خندی تو ؟ به دل ساده ی من می خندی که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست؟ خنده دار است " بخند .. . من از تو چی دارم ؟ عشق ما گرم بود به گرمی تابستان اما الان چی ؟ تو رفتی و صدای تیک تاک عقربه های ساعت من رو یاد تو انداخت یاد تپش قلبت . تازه فهمیدم از این حرفها گذشته و من دیگه گرمایی حس نمی کنم . تو رگهای قلبم خون سرد جریان داره الان که اواسط شهریور هست و هوا سرد سرد می بینی تابستونم مثل من از دوری زمستون غمگینه . راستی گلی که بهم دادی شاخه اش سرده ولی هنوز مثل بهار تازه ی تازه هســـــــــــــــــــــــــت . تو بی نهایت شب وقتی نگاهت می خندید چشمهای خیره ی من اندوهت را نمی دید چـــــــــــرا غریبه بودم با غربت نگاهت تصویرم رو ندیدم تو چشم بی گناهت کاش برای قلبت یه آسمون می ساختم روح بزرگ تو رو چرا نمی شناختم آیینه گریه می کرد وفتی تو رو شکستم ســــــــــــــــــــــــــتاره پشت در بود وقتی درها رو بستـــــــــــــــم ... مي دونستي من غريبم ، به خدا بي تو مي ميرم لحظه هاي بي كسيم رو ، پاي حرفاي تو مي شينم بره و ديگه سراغي از تو و نگاهــــــــــــــــــــــــــــــت نگيره اما وقتي که بــــــــــهار شد يه جوري ازش جدا شي وسط راه اما از عشــــــق يه کمي ترسيده باشي تا که بودیم نبودیـــــــــــــــــــــم كسي كشت مــــــــــــــارا غـــــــــــــــــم بي هم نفسي تا كه رفتيم همه يـــــــــــــــــــــــــــــــــار شدند خفته ايم و هــــــــــــــــــــــــــــــــــمه بيدار شدند قدر ايينه بدانـــــــــــــــــــــــــنيم چو هست نه در آن وقت كه اقبـــــــــــــــــــــال شكست ! میرم تا تو آروم شبها چشمات بسته شه دیوار اتاقت از عکسم خسته شه میرم تا بارون منو یاد تو نندازه میرم یک جای تازه می رم با چشمهای خیس وقلبی گناه می رم حتی نمی اندازی به من یک نگاه ...................
![]()
![]()
:ادامه مطلب:![]()
مي دونستي قلب تنهام ، ديگــــــه آرزو نـــداره
توي چشمون غريبـــم ، تا سحــر بارون مي باره
مي دونستي وقتي نيستي . دل مــن چقدر غريبــه
لحظه ي جدايي از تو ، به خــدا دلـــم مي گيــره
مي دونستــي دله تنگـم ، واسه تو ترانـه گفتــه
تمـوم هوش خودش رو ، واسه خاطــر تــو باختــه
مي دونستي تنگ غـــروبا ، تو دلم ماتم مي شينـه
يــاد چشمـــون قشنـگت ، شبامــو ازم مي گيــره
مي دونستي عاشقونه ، با دلت زنـدگي كــردم
حتي وقتـي كه نبـودي ، به يادت گريـه مي كـردم
مي دونستي تك و تنهام ، وقتي كه پيشم نباشــي
تو قسم خوردي دوباره ، ديگه غافل از دلم نباشـي
مي دونستـي دل عاشـق ، توي دنياي تو اسيــره
بــه خــدا از غـم عشـقت ، دل من داره مي ميــره![]()
ولي تا رســــــــــــــيدي اونجا ببيني روز شد دوباره
:ادامه مطلب:![]()
![]()
:ادامه مطلب:![]()
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |



